
آیا رابطهی جایگزین، سوگ رابطهی قبلی را التیام میبخشد؟
مقدمه
در دنیای پیچیدهی روابط انسانی، پایان یک رابطهی عاطفی میتواند یکی از چالشبرانگیزترین تجربیات روانی باشد. بسیاری افراد بهمحض پایان یافتن یک رابطه، بدون پشت سر گذاشتن فرآیند سوگواری عاطفی، وارد رابطهای جدید میشوند؛ گاه برای فرار از درد، گاه برای پر کردن خلأ، و گاه برای انتقام. این مقاله به بررسی علمی و روانشناختی پیامدهای جایگزینی رابطهی جدید بهجای مواجهه با سوگ رابطهی قبلی میپردازد.
رابطهی جایگزین: درمان یا مکانیسم دفاعی؟
تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که رابطهی جایگزین، در اغلب موارد نقش یک “مکانیسم دفاعی” را ایفا میکند، نه درمانی واقعی. فردی که هنوز با غم از دست دادن رابطهی قبلی کنار نیامده، احتمالاً رابطهی جدید را نه با آگاهی، بلکه با انگیزههایی چون نیاز به توجه، ترس از تنهایی یا بازسازی عزتنفس از دسترفته آغاز میکند.
دلایل ناکارآمدی روابط جایگزین زودهنگام
۱. فرار از سوگواری: وارد شدن به رابطهای جدید، پیش از پردازش احساسات ناشی از جدایی، منجر به سرکوب سوگ میشود؛ اما سوگ سرکوبشده نهتنها از بین نمیرود، بلکه در ناخودآگاه ذخیره شده و به شکلهایی چون اضطراب، خشم یا افسردگی بازمیگردد.
۲. تکرار الگوهای ناسالم: فرد ممکن است بدون آنکه متوجه شود، همان الگوهای تخریبگر رابطهی قبلی را در رابطهی جدید تکرار کند. این تکرار اغلب ناشی از فرافکنیهای حلنشدهی گذشته است.
۳. ورود با نقشهای آسیبزا: افرادی که با نقش قربانی یا ناجی وارد رابطه میشوند، معمولاً در روابطی ناپایدار و غیرمتعادل گرفتار میگردند؛ روابطی که بر پایهی نیازهای حلنشده شکل گرفتهاند، نه بر پایهی شناخت واقعی و سلامت روان.
دو سطح اصلی در ناتمام ماندن سوگ رابطه
• سطح اول – فرافکنی تصویری از گذشته: بسیاری از ما در رابطههای خود، بهصورت ناهشیار تصویری از والدین یا شخصیتهای مهم گذشته را بر شریک عاطفیمان فرافکنی میکنیم. در این حالت، سوگ ناتمام میماند زیرا پایان رابطه در واقع پایان “رابطه با گذشتهی حلنشده” است.
• سطح دوم – سوگواری برای خود ایدهآل: در برخی موارد، آنچه از دست رفته، نه فقط یک فرد، بلکه “تصویری ایدهآلشده از خود در یک رابطه موفق” است. سوگواری برای این بخش، گرچه عمیقتر است، اما در صورت پذیرش واقعیت، میتواند سریعتر به پایان برسد.
سود ثانویه و ماندگاری در روابط سمی
یکی از عوامل مهم در ادامه یافتن وابستگی به رابطهی قبلی، وجود “سود ناهشیار ثانویه” است. گاهی فرد بهصورت ناآگاهانه از ماندن در یک رابطهی بد، منافع پنهانی چون توجه، وابستگی مالی، یا توجیه شکستهای شخصی دریافت میکند. در چنین شرایطی، پذیرش نقش خود در تخریب رابطه میتواند به درک عمیقتری از مسئله بینجامد و مسیر رهایی را هموار سازد.
نتیجهگیری
جایگزینی رابطهی جدید بهجای سوگواری برای رابطهی قبلی نهتنها باعث بهبود وضعیت روانی نمیشود، بلکه ممکن است مشکلات حلنشده را به شکلی مزمن به رابطهی جدید منتقل کند. فرآیند سوگ، هرچند دردناک، اما ضرورتی است برای رشد روانی و بازسازی درونی. تنها پس از عبور سالم از این مرحله است که میتوان وارد رابطهای سالم و پایدار شد.