
متوجه آزار رساندن به پارتنرتان نمیشوید؟
مقدمه
بسیاری از افراد وارد روابطی میشوند که در ظاهر صمیمانه و عاشقانهاند، اما در عمل آکنده از تنش، سوءتفاهم و رنجهای مکررند. اغلب در چنین روابطی، یکی از طرفین یا هر دو احساس قربانی بودن دارند. اما آیا همیشه آنچه تجربه میکنیم «آزار از طرف مقابل» است؟ یا گاهی ما خود، بهصورت ناآگاهانه، نقش آزارگر را ایفا میکنیم؟
این مقاله به بررسی سازوکارهای روانیِ ناهشیارِ آزار رساندن به شریک عاطفی از دیدگاه روانپزشکی و روانتحلیلگری میپردازد؛ جایی که خشم قدیمی، نیازهای پاسخدادهنشده دوران کودکی، و فرافکنیهای حلنشده در دل رابطهی کنونی عمل میکنند.
وقتی همسر شما “پدر/مادر شما” میشود
یکی از مهمترین یافتههای رواندرمانی این است که انسانها در روابط عاطفی، ناخودآگاه گذشتهی عاطفی خود را بازسازی میکنند. بسیاری از زنان ممکن است بدون آگاهی، همسر خود را به جای پدر منتقد یا غایب گذشته بگذارند و او را تحقیر یا سرزنش کنند. و بالعکس، مردانی هستند که از همسرشان توقعاتی دارند که در واقع مربوط به نقش مادریِ از دسترفته یا آسیبدیدهی دوران کودکیشان است.
در چنین حالاتی، رابطه به میدان انتقامگیری ناهشیار از والدین تبدیل میشود؛ اما قربانی، نه پدر و مادر، بلکه پارتنر کنونی است.
خشم ناهشیار چیست؟
خشم ناهشیار، عصبانیتیست که در سطح آگاهی حضور ندارد، اما بهشدت زندگی ما را تحتتأثیر قرار میدهد.
برای مثال:
• زنی که احساس میکند هیچکس درکش نمیکند، و هر حرفی از همسرش را توهینآمیز میبیند، ممکن است در واقع از مادری باشد که هرگز با او همدلی نکرده.
• مردی که همسرش را سرد و بیاحساس میداند، ممکن است در حال تکرار خشم ناتمام از مادری باشد که او را رها کرده یا نادیده گرفته.
این افراد یک نشانه دارند…
افرادی که بدون آگاهی، خشم و انتقام ناهشیار را وارد روابط میکنند معمولاً یک جملهی مشترک میگویند:
“نمیدونم چرا هر کسی وارد زندگی من میشه، یه جور خاصی منو اذیت میکنه…”
اینجا دقیقاً جاییست که باید توقف کرد. اگر الگوها تکراریاند، شاید مسئله نه در انتخاب افراد اشتباه، بلکه در زخمیست که با خود حمل میکنید.
نقش قربانی ماندگار و بازسازی خشم قدیمی
فردی که دائماً خود را قربانی روابط میبیند، ممکن است ناخودآگاه با باقی ماندن در موقعیت «آزارشونده»، در حال نفرتورزی به شریک خود باشد. این نفرت نه برای خود پارتنر، بلکه برای فردیست که زمانی در گذشته، درد اصلی را وارد کرده: پدر، مادر، یا مراقب اولیه.
پارتنر جدید، فقط بازنمود همان چهرهی قدیمیست؛ و رابطه کنونی، تبدیل به صحنهی تکرار یک نمایش تراژیک روانی میشود.
خودشیفتگی پنهان در نسخههای فضای مجازی
بخش زیادی از توصیههای روانشناسی فضای مجازی حول محور “شناخت آدمهای سمی” و “مرزگذاری” میچرخد. در حالیکه تمرکز یکجانبه بر سمی بودن دیگران، میتواند نشانهای از خودشیفتگی دفاعی باشد؛ یعنی ناتوانی در پذیرش اینکه ممکن است خود ما نیز بخشی از مسئله باشیم.
از کجا بفهمیم که خود ما آزارگر ناهشیاریم؟
• اگر دائماً احساس میکنید در همهی روابطتان قربانی هستید.
• اگر خشمتان از مسائلی جزئی، شدید و غیرقابلکنترل است.
• اگر بهشکل تکراری، در روابط صمیمی وارد الگوهای تخریبگر میشوید.
• اگر پس از دعوا یا سرد شدن رابطه، احساس سبکی یا پیروزی دارید.
اینجا وقت آن است که به درون رجوع کنید، نه بیرون.
نتیجهگیری
تا زمانی که خشمهای کهنهی ما نسبت به گذشته، به آگاهی نرسیدهاند، روابط کنونیمان میدان بازسازی همان زخمها خواهند بود. بسیاری از ما، پارتنرمان را آزار میدهیم بیآنکه بدانیم، و حتی خود را قربانی میدانیم.
شفا در پذیرش نقش خودمان در رابطه است، نه در سرزنش دیگری. آگاهی از ناهشیار، آغاز مسیر رهاییست.